تبليغاتX
گریه نمی کنم مرو
می نویسم آرام تا بخوانی آرام وبدانی آرام دوستت میدارم

 

 

 بي تو
 
نه بوي خاك نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسكينم
چرا صدايم كردي
چرا ؟
سراسيمه و مشتاق
سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدي
نشان به آن نشان
كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت
 
و عصر
عصر واليوم بود
 
و فلسفه بود
 
و ساندويچ دل وجگر

 

 

+ نوشته شده در  87/07/11ساعت   توسط شادی | 

و رسالت من اين خواهد بود
 تا دو استكان چاي داغ را
 از ميان دويست جنگ خونين
 به سلامت بگذرانم
تا در شبي باراني
آن ها را
 با خداي خويش
 چشم در چشم هم نوش كنيم

+ نوشته شده در  87/04/20ساعت   توسط شادی | 

 

خدای خوبم مرا ببین

مرا که مدتهاست چشم دوخته ام به آسمان بزرگت...

و منتظرم

وامید وار...

تا فقط یکبار دیگر

فقط یکبار دیگر

ببینم او را...

منتظرم 

.

.

.

 

+ نوشته شده در  86/03/08ساعت   توسط شادی | 

 

 

براي تو مي نويسم

براي تو كه مرهمي واسه دل شكسته ام

براي تو كه تازه اي وقتي از همه خسته ام

براي تو

براي تو

براي تو كه مي رسي

يه روز سرد و باروني

به داد من،

كه بي كسم

تو فردا هاي آبي مون، تويي تموم زندگيم

وقتي مياي پيش دلم

به هر چي ميخوام مي رسم

داد مي زنم... بهترينم !

بيا... بيا... كه مي ميرم، اگه يه روزي نباشي

به پاكي دلت قسم

تو باز با خنده مياي و چشات بهم سلام ميدن

دلم ميگه غصه و غم،

ديگه به ما نمي رسن

اون روزا رو يادت نره كه قول دادي يارم باشي

توي تموم غصه ها هميشه غمخوارم باشي

صدات مياد... مي خوني باز

عزيز من دوست دارم

اگه بگي داري مياي از شادي پر در ميارم

فردا ها رو يادت نره...

من و... تو و... يه كم تلاش...

خوشبختيهاي زندگي ميان پيشم يواش يواش...

 

+ نوشته شده در  85/10/18ساعت   توسط شادی | 

 

 

ببين چگونه مي شوم اسير دستهاي تو

ببين چگونه مي روم زدست، پيش پاي تو

قسم به لحظه هاي عاشقانه اي كه اشك

دوباره حلقه مي زند به چشم من، براي تو

تمام آسمان شهر تيره مي شود و من

هنوز خيره مانده ام به سمت روشناي تو

بيا و باز هم سرود عاشقانه اي بخوان

براي من براي اين هميشه آشناي تو

بيا وگرنه اين نگاه خسته محو مي شود

در امتداد مبهم مسير رد پاي تو...

 

 

 

 

 

 

در آسمان چشمان چه كسي

توده هاي ترس رقم خورد؟

كه رعد و برق رعب، وجودم را فرا گرفت!

و چه كسي گفت شكست خواهم خورد

و آخرين آرزويم، در تابوتي از تيرگي دفن خواهد شد

چه جذبه اي بود كه مرا به آن سمت كشاند

و تارو پود نگاهم را، در نخهاي نوراني نوازش تنيد

آنگاه، اندوه هاي آينده را ارمغان داد

هان تو!

عاشقترين عيار اين عصر

تنها رجز خوان رسوايي

عشق، اين آبروي آدمي

سرانجام تو را، بر فراز دوزخي دامنه دار

دار خواهد زد

و يار ...

آن سر آغاز سودا زده

آينه دار اندوهي بي پايان است

تو مي بيني...

و از چشمهايت

چشمه چشمه، چراغ خواهد چكيد

اما ظلمت زمين، با آن همه ولع

وجود تو را مي نوشد

و زمان بر مداري موهوم مي گردد

ديگر از ستاره هاي سحر گاهي

كه روزي همدم رؤياهايت بودند، خبري نيست

وپرنده، پرسش هاي پاك تو را

پرواز نخواهد داد

تو مي گريي...

اما سيل اشكهايت

آرامش اقيانوس را نخواهد شكست

و از هيچ چشمه اي، تكبير طغيان به گوش نخواهد رسيد

تو مي نالي...

ولي صدايت، از سكوت نخواهد گذشت

حنجره ها، در حجمي از هراس تنيده مي شوند

وفواره هاي فرياد

بر صخره هاي سكوت، يخ مي زنند

تو مي خواهي...

و خواسته هاي خاكستري ات

 در رنگهاي روشن اجابت، ادغام نخواهد شد

و يار...

از آنسوي آينه، طلوع عشق را دريغ مي دارد

تو خواهي مرد...

و مردم رحلت رؤياهايت را خواهند ديد

اما،

هيچ دلي بر دردهايت نخواهد گريست

و يار...

آن يقين گمشده

   گمراهي ات را خواهد خنديد.

                          

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  85/08/14ساعت   توسط شادی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دل خوش سیری نیست
حرف درگیری نیست
اونکه مجنون تو بود
دیگه زنجیری نیست
هم موهام هم چشام
پای تو برفی شد
اما تو عالم تو
صحبت از پیری نیست
هر چی گفتی خوندم
پای حرفات موندم
علتو می پرسم
میگی تعبیری نیست
مثل اول نیستی
قابل من نیستی
توی چشمات اما
عکس تاثیری نیست

پند های گابریل گارسیا مارکز

دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو ،بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم.

هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی داردباعث اشک ریختن تو نمیشود.

اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد،به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

دوست واقعی کسی ست که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

بد ترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

هرگز لبخند را ترک مکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش رابا تو بگذراند،نگذران.

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گزار باشی.

به چیزی که گذشت غم مخوربه آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

همیشه افرادی هستند که تو را می آزارندبا اینحال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.

خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

زیاده از حد خودت را تحت فشار نگذار بهترین چیز ها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.




نوشته های پیشین
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1386
دی 1385
آبان 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
هیچ چیز...
...عشق یعنی
موج تنها
ترانه و دکلمه های فرزاد بهارونداحمدی
شبهای بی غروب
نامه هاي عاشقانه
جو جو
ته مانده های یک مرد
نوشته های یک چپ دست
روز های صدفی
درد دل
خوشبخت ترین دیوانه
قصه ی سادگی من
دل خون
جای خودت نفس بکش
خورشید شب
آزادی عدالت عرفان
آنچه ماندنیست خواهد ماند... خواهد ماند..
عشق و هوس
وحشت تردید
عشق،دوستی،صداقت،مهربانی،شعر و...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM